با سلام به رهبر كبير انقلاب امام خميني (ره) قائد و بزرگ رهبر شيعيان و اسلاميون جهان و با درود به رزمندگان و به شهيدان انقلاب و جنگ تحميلي و با سلام به پدر عزيزم. ميدانم كه پدر مرا خواهي بخشيد، چون شما كوهي در برابر اذيت و آزارهاي من بودي. مرا ببخش چون كه خدا مرا ميبخشد و نيز شما مادر گرامي و عزيزم و كه هرگز محبت شما را بخدا و بخدا و بخدا از ياد نميبرم. درود بر شيري كه به من دادي چون كه مرا پرورش دادي كه در راه خدا و اسلام خدمت كنم. پدر و مادر يادتان هست كه هميشه با لبخند ميگفتم مرا ببخشيد پدر و مادر كه شما را خيلي دوست داشتم.
و حضور همسر عزيزم اين شريك زندگيام، اين آرام جانم. ميدانم كه مرا ميبخشي، چونكه خودت زينب وار زندگي ميكردي. درود بر پدر و مادري كه تو را براي ياري خدا پروش داد و هميشه از جنگ و اسلام و جنگ زدهها ميگفتي و از آنها حمايت ميكردي. يادت باشد كه من براي حمايت از دين و اسلام به خدمت ميروم و از تو ميخواهم پسرمون را حسين جان را بگذاري درس بخواند و عربي و قرآن بخواند و ان شاءالله كه در اين كار و خدمت شاگرد اول ميشود ان شاء الله . من شما ها را خيلي دوست دارم. يك لحظه جدايي از شما را نميتوانم تحمل كنم. همسرم سرنوشت چنين است چون اسلام و دين در خطر است و اين راه را خودم انتخاب كردم، باشد كه از گناهانم در برابر دادگاه عدل عدالت كم شود. چون خدا هر لحظه توبه را ميپذيرد، چونكه از حر در برابر امام حسين u پذيرفت.
و خدمت خواهر بزرگ و مهربانم سلام عرض ميكنم. خواهر جان قربان آن قلب پاك و مهربانت كه هميشه دوستم ميداشتي و هيچ وقت يادم نميرود ان شاء الله كه مرا ببخشي. خدمت برادر بزرگم حسن آقا كه هميشه غمخوارم بود و در برابر شكستها پيروزم ميكردي و به پاي من خيلي زحمت كشيدي برادر جان اگر نتوانستم جبران زحمات شما را بكنم مرا براي خاطر خدا ببخشيد و خدمت حاج دايي ابوالفضل اين مرد قهرمانم اين مرد شجاع اسلام. دايي جان هميشه يادت بودم و خيلي ميخواستم كه هميشه آن روي پاك مهربانت را ببينم و پيشت باشم ان شاء الله كه در بهشت در پيش علي اكبر امام حسين u موفق ميشوم و شما مادر زنم، زن دايي جان سلام عرض ميكنم، باشد كه در جواب اين سلام مرا ببخشي چون من براي خدمت به اسلام و دينم عازم به جبهه ميشوم و خدمت ابراهيم آقا خبري زاده سلام عرض ميكنم باشد كه جواب اين سلام اگر از دست من راضي نيستي مرا ببخشي.
از برادرهايم حسن آقا، كاظم آقا، محسن آقا و جعفر آقا ميخواهم كه راه امام را هميشه در پيش بگيرند چون اين راه امام است كه من و شما و همه ملت را نجات ميدهد، در برابر فريب شيطان. و از شما برادرهاي رشيدم ميخواهم كه از پدر و مادر خيلي پذيرائي كنيد، چون زندگي شما مديون اين دو فرشته است. و به جاي من نيز مهرباني و محبت به جاي آوريد، چون اين دو عزيز و بزرگوار به من خيلي محبت داشتند و خودشان را براي من پير كردند. پدر و مادر مرا ببخشيد .
و از شما پدر و مادر و همسر و برادرهايم و دايي جانم ميخواهم كه حسين را در راه اسلام پرورش دهيد تا جامعه از آن راضي باشد. خواهرم كه به قدري داداش داداش ميكردي و مرا دوست ميداشتي، من نتوانستم جبران كنم. ان شاءالله كه مرا ببخشي. خواهر جان از تو ميخواهم كه راه زينب (س) را در پيشگيري. و خواهرانم از شما ميخواهم كه از شوهرهايتان اطاعت كنيد چون اين را خدا و پيغمبرش گفتهاند. و از حاج دايي محمود پدر شهيد علي محمد خاكبازان كه من بوسيله اين نوجوان پاك خودم را از منجلاب دنيا نجات دادم، حلاليت ميطلبم. درود بر شهيد زنده حسين آزادگان كه راهت ادامه دارد و از برادر همسرم ميخواهم كه راهش را ادامه دهد چون اين راه، نجات دهنده بشر است. و از برادر كوچكم ميخواهم كه بيشتر به درس و مشقش عنايت و راه اسلاميون را انتخاب كند. و از همه اقوام و دوستان ميخواهم كه جوري كه اسلام ميخواهد، رفتار كنيد. اسم هر كس را كه نتوانستم نام ببرم معذرت ميخواهم. و از علي اصغر جان پسر عموي حسين ميخواهم كه هر موقعي كه به سن بلوغ رسيديد و بزرگتر شديد، دنبال رو اسلام باشيد و از اسلام دوري نكنيد. (بدهي، طلب و مالم را از برادرهايم بپرسيد.)
پدر و مادر و همسرم نميدانم چطور از زحمات و محبت شما تشكر كنم. اين راه را انتخاب كردم كه آمرزش گناهانم باشد. همسر جان هيچ فكر نكن، من چه كسي هستم، تو خداي بزرگي داري و من هم خداي بزرگ تو را دارم.