بسم رب الشهدا و الصديقين
وصيت نامة شهيد عليرضا كتابچي
خداوندا با نام تو آغاز ميكنم و هر كاري بی نام تو ناقص است. خدايا از اين دنيا بي زارم و به سوي تو روي ميآورم. از گناهان خيلي سنگينِ بارم، اما هيچ توشهاي براي آن دنيا ندارم، الان هم پشيمانم و نگرانم از اينكه اگر گناهان مرا نبخشي، فشار قبر و آتش دردناك را چگونه تحمل كنم. خدايا من بدم اما تو خوبي. يقين دارم كه ستار العيوبي، هر كاري كردم و هر گناهي را مرتكب شدم آبروي مرا حفظ كردي و جلوي پدر و مادر و اقوام و دوستان مرا رسوا نگردي و همينطور ميخواهم كه در آن دنيا مرا حفظ كني و مرا جلوي ديگران رسوا نكني، خدايا تشكر ميكنم از اينكه مرا به اين جمع كشاندي و حداقل نتوانستم كمي از گناهانم را با جهاد اصغر در راهت جبران كنم. خداوندا فقط تو را ميپرستم نه به خاطر اينكه از جهنمت بترسم و نه به خاطر اينكه بخواهم به بهشت وارد شوم، بلكه تو آفريننده مني و فقط توئي كه لياقت پرستش را دارا هستي.
رهبرم، امام عزيزم، خميني جان، چيزي بالاتر از جانم ندارم كه فدايت كنم و وگرنه تقديمت ميكردم. ميدانم كه اگر نبودي اسلام در ايران زنده نميشد. و همه در خواب غفلت فرو ميماندند، اگر نبودي و اگر لطف شما نبود من پايم به اينجا كشيده نميشد و معلوم نبود كه در چه دام وحشتناكي گرفتار ميشدم.
پدر. مادر دلسوز و مهربانم، افتخار ميكنم كه فرزند شما بودم و مرا بسوي خدا كشانديد و از هر چه خطا و گناه بود، مرا دور كرديد. عزيزانم من هرچه ميخواستم برايم تهيه كرديد و هر چه گفتم گوش كرديد ولي از يك چيز متأسفم و آن اين است كه هر چه شما گفتيد من نتوانستم گوش كنم و قدرتان را ندانستم، ان شاءالله كه از رفتنم ناراحت نميشويد و فقط منتظر دعاهاي شما هستم.
برادران و خواهران خوب و مهربانم، از اينكه براي شما برادر خوبي نبودم خيلي خيلي ميبخشيد و حتماً حلالم كنيد. و در هر كجا هستيد مرا دعا كنيد. دوستان عزيزم چيزهايي كه برايتان ميگويم شايد خودم هم انجام نداده باشم اما اميدوارم كه شماها عمل كنيد: دل به اين دنياي ظاهر فريب وحشتناك نبنديد كه اگر گرفتار شديد بدبخت اين روزگار و آن دنيا خواهيد بود. از لحظه لحظة وقتتان استفاده کنيد و آن را به فكر كردن دربارة خودتان و كارهايتان و پاداش و عذاب آخرت اختصاص بدهيد. دوستانم شماها تازه به سن بلوغ رسيدهايد و گناهانتان كم است يا اصلاً گناه نداريد. هواي خودتان را داشته باشيد كه اگر زياد شود دل سفيدتان را به سياه تبديل كردهايد. ديگر هيچ چيز را درك نخواهيد كرد، ديگر چشمتان قادر به ديدن باطن چيزي نخواهد شد و گوشتان سخن حق را نخواهد شنيد. همگي بسوي جبهه روي آوريد و جبهه را عامل مرگ ندانيد كه هر چه مقدر الهي باشد، همان خواهد شد. در ضمن سه روز روزة قضا دارم.
«هر كه خواست براي من گريه كند اول براي خودش گريه كند.»
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
كوچك شما – عليرضا كتابچي
۳/۴/۱۳۶۱
نام و نامخانوادگي |
ولادت |
سن |
تاريخ شهادت |
محلّ شهادت |
نام مزار |
قطعه | ردیف | شماره | |||
عليرضا كتابچي |
۴۹ |
۱۷ |
۱۵/۵/۶۶ |
سردشت |
بهشت زهرا |
۲۹ | ۱۵۹ | ۱۲ | |||

