پس از ستايش خداوند تبارك و تعالي و صلوات و سلام به رسول خدا(ًص) و ائمة طاهرين (ع) و با سلام بر منجي عالم بشريت، هدايت كنندة انسانها و سلام بر نائب بر حقش امام خميني (ره) . و اين خود يك سنتي است از پيامبر كه هر شخصي وصيت نامه بنويسد و من هم با تمام ضعفهايم آخرين كلمات خويش را آغاز ميكنم.
امروز حسين زمان تنهاست.امروز فرزند فاطمه (س) در برابر سپاهيان كفر و ابرقدرتهاي پست، بي ياور است. امروز كربلاي انقلابمان خون ميخواهد و من هم ميروم تا به يزيد و يزيديان زمان بفهمانم كه شهادت بالاترين آرزوي ماست. زيرا خود قرآن ميفرمايد:«ولا تحسين الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون».آري اگر شهادت نبود بايد كه ميگفتم اصلاً مستكبر و مستضعف معني نداشت و اصلاً جامعه بي معني و بيمحتوا ميشد.
ولي شهادت كه خون تنها نيست، بلكه بدنبال خون هم… موارد آن هم نه پيام عاميانه بلكه پيام آتشين و خروشنده. همچون پيام حسين u يعني زبان زينب(س) در شام،در خانة ظلم و ستم و استكبار جهاني. چنان خروشيد كه خشم همة مردم مستضعف را كه عمري را اسير و بردة يزيد بودند به خروشيدن درآورد. آري اين چنين فرياد زد، كه اگر در صحنة حق و باطل نباشيد، هر كجا كه ميخواهيد باشيد. چه برگرد خانة خدا در چرخش، و چه بر كاخ سفيد معاويه، هر دو يكسان است. بارالها اين هدية ناقابل (جان) را از ما بپذير و ما را از پيروان و خون خواهان كشتة كربلا قرار بده كه «اللهم اجعلنا من الطالبين بدم المقتول بكربلا».
و اما سخني با خانوادهام. پدر جان از شما عاجزانه ميخواهم هر چه بدي از اين حقير ديدهاي به بزرگي خود ببخشيد و حلالم كنيد و همچنين شما اي برادران و خواهرانم. مالي كه در دنيا ندارم، بجز كوله باري از گناه. ولي هر چيزي كه مربوط به اين حقير ميباشد، در اختيار برادر بزرگم ميگذارم و هر طوري كه صلاح ديد ميتواند از آنها استفاده نمايد. ضمناً ۲۵ روز روزة قرض دارم كه اميدوارم برايم بگيريد. اگر كلامي را نگفتم بدليل كمبود وقت است كه به بزرگواري خود ميبخشيد. ديگر عرضي ندارم جز اين كه از تمام فاميلها و آشنايان و بچّههاي مسجد حلاليّت ميطلبم.
خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي خميني (ره) را نگهدار. منتظري نستوه محافظت بفرما
به اميد زيارت كربلاي حسيني با امام امت كه تا حال او را نديدهايم